روزگارم را تنها واژه ها می فهمند واین روزهایم را شعر .
شعر که می ریزد حالم خوب می شود .
پیوست کسی شبیه من
در این سال سگی
زوزه می کشد میان این کاغذهای لعنتی
کم کن مرا از خود
حوصله ی ثانیه سر رفته ست تا سال
تصویر من بر دار
آویزان تر از این برزخ
رقص کنان در چشم های نازت
به سرم می زند که نباشم
سرم را بگذار تا بمیرم
میخ هایی که به سرم می کوبی
برای تابوت هم زیادی ست .
*******************
* از اولین نامه هایم به بانو و دوباره تقدیم به خودت .
با احترام
به تمام خط هایی که به هم می رسند
- متقاطع -
دل تنگ خط هاییم که
در ابدیت به هم می رسند
- موازی -
تقاطع تمام عشق هایم
موازی خط چشم های تو بود
دور دایره ی درد هایم
شفای دست های تو بود
با تشکر
امضا
|
+| نوشته شده توسط
باغبان جهنم در یکشنبه 28 بهمن1386
|